السيد محمد حسين الطهراني
52
معاد شناسى (فارسى)
سجده مىكنند و خدا را سجده نمىنمايند ، و شيطان بر آنها چيره گشته و كردارشان را براى آنها زينت داده است و در نتيجه از سلوك راه خدا به دور افتادهاند ، و آنان هدايت نيافتهاند . » « سليمان گفت : ما در اين گفتار تو تأمّل و تفحّص خواهيم نمود كه آيا راست مىگوئى ، و يا از دروغگويانى ! ؟ اين نامهء مرا بردار و نزد آنها بيفكن و سپس از آنها روى گردان ! و نظر كن كه آنها در برابر اين نامه چه عكس العملى دارند ؟ ! » قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ * اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ « 1 » . بارى در اين داستان نيز از احوال هدهد مطالبى است : اوّل : آنكه هدهد در نزد سليمان در وهلهء اوّل حاضر نبود ، و سپس حاضر شد ؛ پس هدهد كه از شهر سبا آمده است و خبر آورده است ، از احضار سليمان خبر داشته و در باطن مطّلع بوده است ، ولى تأخير آمدن را مُستند به عذر موجّهى كه خبر تازه براى سليمان آوردن است ، قرار داده است . دوّم : آنكه مىدانسته است در شهر سبا زنى پادشاه است ، فرق بين زن و مرد را مىگذاشته است و به علاوه از قدرت و عظمت او با خبر بوده است . سوّم : آنكه از ذهن سليمان خبر داشته و مىدانسته است كه سليمان اطّلاعى در اين موضوع ندارد .
--> ( 1 ) . آيه 27 و 28 ، از سورهء 27 : النّمل